جلسه ۱ از درس ۳ : انواع محتوا به اعتبار رسانه

توسط علی‌مراد ۰۱ دی ۹۷
رسانه

سلام دوستان نوین مارکتینگ این مقاله، جلسه 1 از درس 3 دوره مقدماتی تولید محتوا است و می‌خواهیم به رسانه‌ تولید محتوا بپردازیم. این که در یک رسانه چه محتوایی را می‌‌توانیم عرضه کنیم. برای این که محتوای ما به خوبی به مخاطب برسد چه فضایی را باید انتخاب کنیم و اساسا استفاده از یک رسانه مناسب چقدر می‌تواند در کیفیت محتوا ما مؤثر باشد.

آیا به رسانه‌های اطراف خود فکر کرده‌اید؟ چند رسانه اطراف خود می‌بینید؟ بگذارید بگویم این روز‌ها رسانه مانند آب برای ماهی شده است. هر 5 تا 10 سال ظاهر و کارایی رسانه‌های اطراف ما به شدت تغییر می‌کند بگذارید اول به رسانه‌های اطرافمان نگاهی بیندازیم.

رسانه‌های اطراف ما کدامند؟

زمانی نچندان دور رسانه‌ها بسیار محدود بودند اگر مانند من متولد دهه 60 باشید از رسانه چند نام بیشتر در یاد شما نمانده است. رادیو تلویزیون، روزنامه، کتاب و مجله. اگر رادیو و تلویزیون را دو رسانه مستقل بپنداریم، مابقی رسانه‌ها رسانه‌های چاپی بودند البته بودند مطبوعاتی که به صورت محدود تولید می‌شدند مانند شب نامه‌ها و یا هفته نامه‌ها و گاه‌نامه‌هایی که در اصطلاح فنی ارگان بودند. یعنی برای مرام و گروهی خاص چاپ می‌شدند مثلا هفته نامه‌ای که در شرکت نفت برای کارکنان شرکت نفت چاپ می‌شد و یا هفته نامه و ماه نامه و گاه نامه‌ای که در دانشگاه‌ها برای دانشجویان چاپ می‌شد.

اگر رسانه را به معنی رسانه‌های جمعی بدانیم و وارد رسانه‌های محدود نشویم باید بگوییم رسانه آن دسته از نشر یافته‌هایی هستند که پیامی را به جمعی بزرگ که افراد این جمع کاملا یکی دیگر را نمی‌شناسند ارائه می‌شود. شاید بگویید افراد دانشگاه همه هم را می‌شناسند اما منظور ما دانشگاه بزرگی مانند دانشگاه تهران است که همیشه چند هزار نفر در آن تحصیل می‌کردند پس نشریات دانشجویی رسانه‌های جمعی بودند اما این جمع اندکی محدود بود. در این درس چندان به تعریف رسانه نمی‌خواهم بپردازم چون این تعاریف در حوزه تخصص علمی است با عنوان علوم ارتباطات و من متخصص علوم ارتباطات نیستم.

از دهه نوستالژیک 60 تا دهه 80 ظاهر رسانه‌ها همان بود که بود. اندکی تیراژ‌ روزنامه‌ها بیشتر شده بود چند کانال هم به تلویزیون و رادیو افزوده شده بود. این همه ماجرا بود تا آن که رسانه‌های وبی پا به دنیای ما گذاشتند و توان رسانه‌ای عجیبی در ایران به وجود آمد به این قسمت هم می‌رسیم.

اگر بخواهیم رسانه‌ها را در دنیای امروزینمان تقسیم بندی کنیم باید آنها را به سه دسته بخش کنیم.

  1. رسانه‌های کاغذی
  2. رسانه‌های صوتی و تصویری
  3. رسانه‌های وبی

رسانه کاغذی معنی رسانه است. یعنی با به وجود آمدن کاغذ رشد کرده و بیش از 1500 سال است که وظیفه رساندن پیام جمعی را بر عهده داشته است. با اختراع چاپ هم بالیده است. این رسانه محتوایی را عرضه می‌کند که نوشته شده باشد یا کشیده شده باشد بله نوشتار و گرافیک پیامی است از طریق کاغذ منتقل می‌شود.

رسانه‌های صوتی و تصویری باید با برق کار کنند برای همین هم مانند کاغذ همه جا قابل استفاده نیستند اما پیام آنها چون از جنسی به غیر از کلمات است برای همه به خصوص افراد بی‌سواد هم قابل فهم است. برای درک آن تنها نیاز به بینایی و شنوایی دارید.

رسانه وبی شاید در این تقسیم بندی از همه آسیب پذیر ترند زیرا وقتی که برق و اینترنت باشد کارایی دارند و اگر کسی بتواند دکمه خاموش کردن اینترنت را در همه جهان به دست بیاورد با فشار آن همه این رسانه‌ها از دسترس خارج می شوند.

اما زمانه عوض شده است برق و اینترنت در همه جا هست یا حداقل بیشتر شهر‌ها این دو موهبت را دارند موبایل در دست همه حضور دارد به خصوص موبایل‌های هوشمند و روز به روز هم بیشتر می‌شود. شاید برای شما جای تعجب داشته باشد که بدانید 70% کسانی که در هزاره جدید میلادی به دنیا آمده‌اند هر روز صبح، قبل از هر کاری موبایل خود را چک می‌کنند.

رسانه‌ها تحمل چه محتوایی دارند

بگذارید این بخش را با یک داستان پی‌بگیرم

اصغر آقا در محل ما یک بقالی داشت و همه به اصغر بقال می‌شناختندش. آدم بد اخمی بود. اگر پدرت به او بدهکار بود و از او نسیه برده بود که دیگر هیچی تا پایت را داخل مغازه می‌گذاشتی هوار می‌زد این همون  کره خره که آلو دزدیده است. که منظورش آلوچه بود، که بچه ها از او بلند می کردند. ما که نمی‌کردیم.

اما اصغر آقا همان قدر که بین بچه‌ها محل منفور بود بین بچه‌ها بزرگ‌تر ها به ویژه مامان ها محل هم منفور بود. چون هیچ وقت هیچی نداشت آن زمان اجناس کوپنی بود که اصغر آقا هیچ وقت نمی‌آورد از ان طرفی هر جنسی را یا نداشت یا فقط یک نوع از آن به تعداد محدود می‌آورد. تا مامانم می‌گفت که مثلا فلان رب گوجه را بیار یا اگر آوردی چرا بیشتر نیاوردی می‌گفت: نمی‌ره رو دستم باد می‌کنه. تازه در یک روز امکان داشت یک جنس را با چند قیمت به مردم بفروشد. سر قیمت هم اگر حرفی می‌زدی داد و هوارش می‌رفت هوا و می‌گفت: اصلا نداریم برو بیرون.

مادرم به من می‌گفت این پول بگیر و برو مثلا یک پودر ماشین بگیر باقیشم بیار و اصغر آقا هم آن روز هوس کرده بود کسر خرجش را از بالا بردن قیمت پودر در آورد. وقتی من یه ذره بچه گفتم باقی شو بده، جعبه پودر را از  دستم کشید و داد زد: نداریم. و من هم گریه کنان رفتم خانه از آن به بعد مامانم گفت نمی‌خواد از این فلان فلان شده چیزی بخری. باید دوتا میدان آن طرف تر می‌رفتم که بقالی با انصاف‌تر داشت.

 ایام به بدعهدی اصغر آقا می‌گذشت تا در دهه 70 سر و کله اولین فروشگاه‌های زنجیره‌ای پیدا شد و مردم محل هم که از دست اصغر آقا خسته شده بودند، بیشتر خرید خود را از فروشگاه زنجیره‌ای  نزدیک نارمک انجام می‌داند و اصغر آقا روز به روز وضعش بدتر می‌شد. اصغر آقا دید دارد ورشکست می شود زد توی کار توسعه بقالی اما فکرش در همان بقالی فکسنی‌اش مانده بود. یک شاگرد هم آورده بود که بهتر به مشتری‌ها برسد.

این ماجرا بود، تا این که یک روز اصغر آقا نعره کشان و جیغ زنان چوب کشیده بود و شاگردش را زیر باد کتک گرفته بود. حالا نزن کی بزن. بابام و چند نفر دیگر رفتند اصغر بقال را بگیرند که بچه را کشت. شاگرد اصغر بقال هم مثل گوله از دستش فرار کرد. اصغر آقا هم خودش را از دست مردان محل رها کرد و دور میدان می‌دوید و فحش می‌داد به جد آباد شاگردش. آخرش که خسته شد، قلبش را گرفت و نشست و هر می‌گفت آخه مگه چقدر مردم لوبیا می‌خوردن. یه آب قند براش درست کردن به خوردش دادند و بابام پرسید اصغر چی شده چرا همچی می‌کنی؟ اصغر بقال هم که کمی نفسش جا آمده بود گفت چیز تو چیز شصتا کنسرو لوبیا گفته بیارن. بابا مگه همه سی متری نارمک می خوان لوبیا بخورن که تو این قدر لوبیا سفارش دادی. مگه مردم چقدر لوبیا می‌خرند این گفت و باز شروع کرد فحش آب نکشیده دادن. خلاصه کنم اصغر بقال تا دو ماه هر روز داشت لوبیا می خورد تا کنسرو‌ها روی دستش باد نکنه و البته دیگر نمی‌شد وارد مغازه‌اش شد. خوب می دانید که لوبیا نفخ دارد و هزار مکافات.

اصغر بقال نمی‌دانست که کمی بالاتر در فروشگاه زنجیره‌ای در یک شلف مواد کنسروی، لا‌اقل دویست قوطی لوبیا را همین طوری جلو دست مردم گذاشته‌اند نه تنها روی دستشان باد نمی‌کند خوب هم فروش می‌رود. اما قیمتش معلوم بود و در عین حال فراوان و خوب و متنوع.

ماجرای رسانه‌ها هم بی‌شباهت به ماجرای اصغر بقال نیست. محتوایی که در رسانه‌های تصویری و صوتی و چاپی به مخاطب عرضه می‌شود، به شدت محدود و بی‌تنوع است. برنامه سازی برای تلویزیون منحصر به صدا و سیما بود، که البته در بسیاری موارد چندان دلچسب هم نبود. دو کانال باید سلیقه 40 میلیون آدم را تأمین می‌کرد تازه از ساعت 5 بعد از ظهر هم برنامه‌ها شروع می‌شد.  آن هم برنامه‌هایی که بیشترش اخبار بود.

همین بوده که وقتی از  رئیس صدا و سیمای وقت پرسیدند چرا در تابستان‌ها برنامه خوب نمی‌گذارید. فرمودند خوب تابستان مردم مسافرت‌اند و در حال گشت و گذار این مسائل نمی‌توانند برنامه های خوب ما را ببینند. و وقتی هم که پرسیدند چرا در زمستان این برنامه خوب‌ها را پخش نمی‌کنید، فرمودند زمستان هم بچه ها درس دارند مردم پی‌هزار گرفتاری این مسائل نمی‌شه که ما برنامه خوب پخش کنیم. البته فکر نکنید که در پاییز و بهار برنامه‌ها فرق با دیگر زمان‌ها داشت ها.

 انقلاب وبی

از این نظر رسانه وبی، ترکیبی از خواندن و دیدن بود هم می‌توانست فیلم در آن دید و هم رادیو گوش داد و هم روزنامه خواند این انقلاب تمام عیاری بود. تازه هرکس هم می‌توانست برای خود در آن صاحب رسانه شود و نیاز به دستور از مقامات بالا هم در آن نبود.

وب محیطی است که محتوا در آن پادشاه است برای عرضه محتوا به کسانی که به آن نیاز دارند به وجود آمده است. همیشه محتوایی جدید برای خواندن دارد و در همه جای دنیا در دسترس است. البته مدیریت رسانه‌های وبی بسیار سخت تر از دیگر رسانه‌هاست.

وب با ظهور شبکه‌ها اجتماعی به مفهومی دست یافت که حتی یک نمونه مشابه هم در رسانه های قبلی نداشت. این نمونه‌ها بی‌بدیل با ورود مفاهیمی مانند گیمیفیکشن یا بازی نمایی و بیگ دیتا یا داده های بزرگ و هوش مصنوعی به شدت متحول شد. این بخش از رسانه‌ها روز به روز در حال پیشرفتند و بی‌احتمال نیست که تا سی چهل سال دیگر کتابی چاپ نشود و همه کتاب‌ها در به صورت کتاب ها الکترونیک باشد و هیچ تلویزیونی بدون وب کار کنند.

در دنیای وب این محتوا است که رسانه خود را شکل می‌دهد و برای خود ظاهری را پیدا می‌کند و در رسانه‌های قدیمی چه بسیار محتواهایی بودند که به واسطه عدم هماهنگی با رسانه خود هیچ گاه شانس انتشار نمی‌یافتند.

خلاصه جلسه

در این جلسه این مطالب را آموختیم

  1. محتوا به اعتبار رسانه های جمعی به سه دسته کاغذی، صوت و تصویری و وبی تقسیم می‌شود.
  2. رسانه‌ها کاغذی و صوتی و تصویری محدودیت‌های معنی داری برای عرضه انواع محتوا دارند.
  3. گستردگی اصلی‌ترین ویژگی رسانه‌های وبی است.
  4. رسانه‌ها وبی پدیده‌هایی از عرضه محتوا دارند که به هیچ عنوان در رسانه های قدیم سابقه نداشتند.
  5. مدیریت رسانه‌ها وبی می تواند با هر کسی باشد و پیام از سوی ارگان و سازمانی خاص ارسال نمی‌شود.
  6. مدیریت رسانه های وبی بسیار سخت تر از دیگر رسانه هاست.

در درس بعد شما انواع محتوایی که می توان در اینترنت عرضه کرد را می شناسید.

جلسه ۱ از درس ۳ : انواع محتوا به اعتبار رسانه
5 (100%) 4 vote[s]
اشتراک گذاری

عضویت در خبرنامه نوین مارکتینگ

با وارد کردن ایمیل خود به جمع خوانندگان ما بپیوندید.

علی‌مراد

من نویسنده‌ای توانا به فن SEO و SEM هستم. در وبسایت‌های بسیاری قلم زده‌ام و اکنون سردبیر بلاگ نوین مارکتینگم. تمام تلاشم بر آن است که مطالبی جذاب، خواندنی، مفید و روشمند به شما ارائه کنم.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

آدرس ایمیل شما برای عموم نمایش داده نخواهد شد. موارد ضروری با * مشخص شده اند.

11111 /home/novinmain/domains/novinmarketing.com/public_html/wp-content/themes/marketing/single.php